وضعیت آلمان پیش از به قدرت رسیدن نازیسم

بعد از جنگ جهانی اول،فرانسه پیروز،با استفاده از نتایج پیروزی و دریافت غرامات جنگی،به ترمیم ویرانی ها و جبران ضایعات پرداخت و طولی نکشید که از نظر سیاسی و اقتصادی وزنه ی سنگینی در ترازوی قدرت نه تنها در اروپا،بلکه در جهان شد.

زندگی مردمان آن روز فرانسه مرفه تر،بازار تجارتش رونق گرفته و ثروتش بیشتر می شد.اما در آن شرایط پربرکت،موریانه ی تنبل و هوسران و پول دوستی در زندگی طبقات خاصی از ملت لانه کرد،ذوق کسب و انحصار قدرت در احزاب مختلف و مقامات کارگردان کشور قدرت گرفت،تفرقه فکر و عمل در دستگاه های دولتی و رقابت و عدم تفاهم بین احزاب با مرام های مختلف،دامنه پیدا کرد.عمر و دوام دولت های وقت در اثر همان عوامل به قدری کوتاه بود که تعداد آنها در عرض مدت نوزده سال به 37 دولت رسید و در نتیجه،شرایط مهم ثبات و تداوم کار،که لازمه پیشرفت بود،عملا از بین رفت.

اما در آن وضع و در طرف مقابل،ملت مغلوب آلمان دچار فقر و محرومیت و بیکاری و تورم پول ناشی از فلج شدن صنعت و رکود تجارت بود و میلیون ها مارک آلمان فقط با چند دلار آمریکائی یا پوند انگلیسی معاوضه می شد.

چند دانه سیب زمینی یا دو سه قرص نان با کیسه های مملو از مارک بی ارزش و بدون آنکه شمارشی در کار باشد،معامله می گردید.قحطی به حدی بود که محرومان با خوردن بلوط وحشی جنگل یا سیب زمینی فاسد باقی مانده در زیر خاک مزارع،و به قرار شایعات راست یا دروغ،با گوشت گربه های اهلی یا موش های انبار شکم خود را سیر می کردند.

ساکنان شهرها به علت فقدان زغال و گاز برای پخت و پز یا گرم کردن مسکن خود،شبانه چوب درختان پارک ها یا جنگل های اطرف را بریده و می دزدیدند.

پرداخت غرامت جنگی کمر اقتصاد کشور را شکسته بود،بیکاری روز به روز بیشتر و رقمش به ترتیب در سال 1929 به 1300000 نفر،در سال 1930 به 3000000نفر،در سال 1931 به 4350000نفر،در سال 1932 به 5102000 نفر و در ماه ژانویه 1933 مقارن با به قدرت رسیدن هیتلر،به 6000000 نفر می رسید.

در آن روزها با ادامه بحران اقتصاد جهانی،زندگی مردم آلمان روز به روز بدتر می شد.برای تامین زندگی روزمره،

کاهبرداری،شیادی،دروغگویی،فعالیت در بازار سیاه،وساطت در فحشاء و خودفروشی زنان،اموری عادی بود.

بیکاری به حدی بود که مردان محتاج در تصدی شغل دربانی اماکن فساد،بر یکدیگر سبقت می جستند.

افسران و درجه داران محترم و مغرور،خود را مطرود و سرشکسته و فراموش شده دیده،برای تامین زندگی خانواده خویش به کارهای سرایداری مهمانخانه ها،پیشخدمتی در رستوران ها،فروش روزنامه و نظافت اماکن و منازل،تن داده بودند.به علاوه آنها،از رژیم امپراطوری که آن را مسبب بدبختی های خود می دانستند گله مند و از حکومت وقت جمهوری به نام ویمار ناراضی و در انتظار پیداشدن راه نجات بودند.

راهی که نازیسم فرصت شناس،با استفاده از اوضاع زمان و ضمنا با قصد انجام خدماتی به مردم و کشور،در حال پی ریزی آن بود.


 

نوشته شده توسط اروین رومل در دوشنبه نهم دی 1387 ساعت 12:22 موضوع نازیسم | لينک ثابت